دوست ابدی
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 21:21
درسا شروع شدن و تقریبا خوب پیش میرن. مجبور شدم کارمو بذارم کنار و پیشنهادای دیگه رو رد کنم. چون نمیرسم؟ نه، پارسال این موقع که کنارم بود و کمکم میکرد جلو بودم، تلقینا از نظر فکری و روحی. جلوتر بودم، شاید ولی الان احساس آرامش بیشتری دارم. تنشی برای حفظش ندارم، کسی مدام مجبورم به بازخوانی ذهنم نمیکنه ...
کاش بیشتر کمیک میخوندم.
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 20:57
شروع ترمه، رفتم همهی کارا و طرحای نیمهتموم نقاشی رو گذاشتم کنار، رنگارو جمع کرد، پالتها=شیشهی میز تحریرمو شستم و همهی قلم، قلمو، مرکبها رو تو جعبه گذاشتم. تنها کاری که گذاشتم بمونه همون بود... کمیکها رو هم جمع کردم. یادمه چقدر تو همین آدرس از کمیک بدی گفتم! ولی بخوام با خودم صادق باشم هیچی بیشتر از ...
زندگی ِ از دست رفتنی
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:04
برای من جالبه تا وقتی دستمون بازه به چیزایی که داریم راضی نیستیم، مثلا از اینکه چجوری جوونیمونو میگذرونیم، چجوری دغدغهی آینده خوشیهامونو غیر دلچسب میکنه، ... ولی وقتی مریض میشیم یا عزیزیمون با مرگ دستو پنجه نرم میکنه همون زندگیای که غیر دلچسب و نارضایت بخش و آشوبگر بود برای هر ثانیه بیشتر تجربه کردن...
کاش بیشتر کمیک میخوندم.
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:04
شروع ترمه، رفتم همهی کارا و طرحای نیمهتموم نقاشی رو گذاشتم کنار، رنگارو جمع کرد، پالتها=شیشهی میز تحریرمو شستم و همهی قلم، قلمو، مرکبها رو تو جعبه گذاشتم. تنها کاری که گذاشتم بمونه همون بود... کمیکها رو هم جمع کردم. یادمه چقدر تو همین آدرس از کمیک بدی گفتم! ولی بخوام با خودم صادق باشم هیچی بیشتر از ...
کار جدید
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 16:26
عذاب وجدان دارم. مدام از خودم میپرسم از امکاناتی که دارم نهایت استفاده رو میکنم؟ قدر داشتههامو میدونم؟ واقعا درسته که دارم وقت خودمو صرف همچین کارایی میکنم؟ اگه همین فردا مجبور شم تک و تنها مسئولیت زندگی فقط خودمو به عهده بگیرم از پسش برمیام؟ خیلی وقتا به سرم میزنه تغییرات اساسی تو روند زندگیم ایجاد...
کنکور
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:10
کنکور ریاضی ۹۶ هم تموم شد، یاد کنکور خودم سال ۹۴ افتادم. تابستون بعد کنکور تا موقع اعلام نتایج با دوستم گذشت سعی میکردم فراموش کنم چیکار کردم و تو فضای خونه نباشم و بخاطر همهی دلخوریهایی که از هم داشتیم باهم درگیر نباشیم. تا بعد اعلام نتایج همایش شریف رو رفتم. یادم نمیره، اون روز از قبل هم بیشتر علا...
اولین روز تابستان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:10
بعضی عوامل تنشزا نه تنها برای رفتارهای نادرست توجیه پیدا میکنن بلکه در ناخودآگاه فرد حقی به غلط در این رابطه مطرح میکنن امروز اولین روز تعطیلاتم بود سعی کردم کنار طرحهای نمایشگاه با نیلوفر نقاشی کار کنم. تقریبا یکسالی از آخرین بار که باهاش کار کردم میگذشت و خیلی چیزها یادش رفته بود. ولی به هرحال درک...
ترکیدن بغض
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:10
حالم خوب نیست و میدونم مشکلم از کجاست روزی که دکتر میاد پیشمون که به من راه کار بده تا از اثر پس لرزه های حالت های پی تی اس دی و اتیستیک خونواده مون روی کارهام کم کنم، بحث از من شروع میشه و به نیلوفر ختم میشه. و با دلخوری ها و تشویش مامانم که ابدا نمیتونه ایده ی دور بودن نیلوفر در طول روز از خونه رو...