خرید بک لینک
عذاب وجدان دارم. مدام از خودم میپرسم از امکاناتی که دارم نهایت استفاده رو میکنم؟ قدر داشتههامو میدونم؟ واقعا درسته که دارم وقت خودمو صرف همچین کارایی میکنم؟ اگه همین فردا مجبور شم تک و تنها مسئولیت زندگی فقط خودمو به عهده بگیرم از پسش برمیام؟ خیلی وقتا به سرم میزنه تغییرات اساسی تو روند زندگیم ایجاد کنم ولی...

عذاب وجدان، چیزیه که در جواب همهی این تردیدها به سراغم میاد. و اینجور مواقع با خودم فکر میکنم اگه سقف روی سرم فرود بیاد شاید حقم باشه؟

چند روز با بازدهی خیلی پایین گذشت و دلیلش غفلت خودم بود. آخر شب تابلوی جدید کار کردم. رنگ زیرلایه رو با بنفش قرمز خنثی زدم. ترکیب بندیش از کارای قبلی قویتره، البته شباهت زیادی به تابلوی «بارگیری در سنت ارسولا» داره. البته نه چندان! فقط از این نظر که نقطهی تمرکز تابلو واقع بر نقطهی طلاییه. اجزای صورت دو شخص بالا و پایین همه در تقارن نسبت به نقطهی تمرکز تابلو قرار دارن و این یعنی تقابل. هر چند طرح خیلی بیتحرکه و مفهوم تقابل اینجوری زیاد دیده نمیشه. حالا به مرحلهی رنگهای اصلی که برسه و رنگهای متضاد سرد و گرم که بزنم تحرک تابلو بیشتر میشه. اینم تا اینجای کار:

برچسب: جدید, نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:26

صفحه بندی